تلافی

بهت گفتم پوستت رو می کنم

گفتم بچرخ تا بچرخم

ولی بازم مثل همیشه تهدیدام رو جدی نگرفتی

چی شد که باز تا یه مامور دیدی خزیدی تو بغل اون مار خوش خط و خال که اسمش رو گذاشته مادر؟!

اُف به یه همچین مادری که تو الیاسی رو پرورش داده

دِ یاالله....بیا بیرون از اون غارت تا بهت بگم دنیا دست کیه ...

می دونی که من حرفی رو بزنم تا آخرش هستم

ولت نمی کنم تا دوباره نندازم تو زندان

خوب میدونی که شش ماه اصلا سراغ هیچ کاری نرفته بودم تا بلکه خودت سایه نحس و کثیف و پر از ننگت رو از سرم کم کنی...

حالا که خودت نخواستی مطمئن باش منم نمی خوام

هستم تا آخرش بیشرف نامرد

حرف همونی بو که بهت زده شد

تو باید النگو دستت کنی و شوهر کنی...

این رو من نمی گما...

هر کسی یه بار دیده بهم گفته...

مخصوصا با اون طرز راه رفتن و ننه گفتن هات خیلی بهت میاد

خداییش خیلی ضایعی

حالا برات یه النگو شکسته حاضر کردم توووووووووووپ

منتظرم بیای بیرون از سوراخت تا بندازم دستت و بندازمت تو یه سوراخ خوشگلتر

البته من که نه....

اون ماموری که قراره دستت کنه روحش از من خیلی لطیف تره!!!

اون قراره دستت کنه

خیالت راحت ...این النگو بالاخره مال خودِ خودته...

چون بالاخره جلبت سیاره و هر جا باشی پیدات می کنم و دستت می کنم

خیلی دلم می خواد بیای دادگاه و پرونده ی خودت رو پیگیری کنی...

اونوقت بهت نشون می دم آدم دو دوزه چطوریه...

خیلی بده آدم تو پرونده ی خودش هم محکوم باشه

برای عید می خوام برات چادر بخرم...

نیست فراری هستی..لازمت میشه برای عید دیدنی رفتن سرت کنی....

واقعا هم به تو و هیکل و رفتارت میاد

/ 0 نظر / 15 بازدید