دوستت دارم...

امشب عطر آشنايی در آسمان پيچيده است و مشام هر عاشق شب زنده داری را نوازش می دهد.

من چقدر دلم برای خودم می سوزد، وقتی که خودم را با تو مقايسه می کنم.

تويی که روح بزرگی داری و لبخندت معنای زندگی است و نگاهت شور عاشقانه و منم که در اين خاک روز را به شب می رسانم و شب را به روز پيوند می دهم و هر شب از پشت عينک اميد  به دورترين ستاره ها زل می زنم.صدايت آوای زيباترين ساز هاست.

من در اين اميدم که شايد روزی يا شبی به تو بپيوندم.

ولی افسوس و هزار افسوس که انتظار طولانی و ديدار کوتاه است.

زمانی فرا می رسد که پلکهايم بر هم بيافتند و آنگاه است که در روياهايم روحم بدون هيچ مانعی به سويت خواهد آمد .

معبودم،يگانه ام ٬”دوستت دارم“.به اندازه همه ستارگانی که امشب آنها را برشمردم تا به خواب رفتم و در خواب تو آخرين و زيباترين ستاره ای بودی که شمردم.

و باز هم می گويم که: ”دوستت دارم“.

/ 3 نظر / 3 بازدید
پیمان

سلام آزاده. بعضی بلاگ ها ارزش یک بار خوندن را ندارند و بعضی هاشون ارزش فقط یک بار را دارند و بعضی هاشون جوری هستند که باید در سیستم ذخیره کرد تا مطالب بلاگ را از دست ندیم. بلاگ تو جزو دسته سومه. راستی اگه بلاگم را خوندی و با مورد 3 یا 4 موافق هستی بهم خبر بده. مرسی

پیمان

سلام. دوباره تشکر می کنم که به بلاگم سر زدی. در صورت تمایل لطفاٌ مورد سه و چهار که کمک به بچه های خیابانی و تشکیل یک گروه است را در بلاگت مطرح کن تا افرادی که به بلاگت سر می زنند هم آن را بخوانند و کسانی که می خواهند سریعتر مشخص شوند و کارهایمان را شروع کنیم. آزاده ازت تشکر هم می کنم به خاطر لطفی که به من داشتی.

a-t

مهسا لب‌ ورچيد، شانه‌ بالا داد و بي‌خيال‌ گفت‌: «با اين‌خل‌بازي‌هات‌ نمي‌دونم‌ چيكار كنم‌!» گفتم‌: «مهسا، شوخي‌ نمي‌كنم‌! توي‌ ذهنم‌ يه‌ چيزي‌ ولو شده‌، دارم‌جمعش‌ مي‌كنم‌. مي‌شه‌ كمكم‌ كني‌؟ تو هيچ‌ وقت‌، زير يه‌ بته‌ گل‌ِ سرخ‌،يه‌ كبوتر سفيد چال‌ نكردي‌؟» مهسا خنديد و گفت‌: «يه‌ حلقه‌ي‌ نامزدي‌ به‌ نوكش‌ نبود؟» گفتم‌: «اوه‌، چرا!» «و نامه‌ي‌ عاشقانه‌اي‌ به‌ پاهاش‌؟» «اوه‌، بله‌! اوه‌!» مهسا تخت‌ِ سينه‌ام‌ زد و گفت‌: «برو ديوونه‌، اين‌ كارت‌ِ عروسي‌ِخودمونه‌، كه‌ داري‌ به‌ خاطرش‌ مي‌آري!» /////////////// رمان سينما را بيش از يک بار می خوانيد.////////منتظرتون هستیم********http://romancinema.persianblog.ir