سلام  به همه...

چند وقتیه که متکدیان رو کمتر تو خیابون می بینیم....

ولی معنیش این نیست که  دیگه متکدی نداریم...نه....

اونا هنوزم مشغول به کارند ...فقط شیوه شون یه مقدار تغییر کرده....16.gif

حالا یکی از این شیوه ها رو که خودم با چشم خودم دیدم براتون می گم....

دیروز با دوستم رفتم پارک ساعی....

جاتون هم خالی خیلی خوش گذشت....36.gif

برگشتنی ساعت ۸:۴۵ شب بود که از نیمه ها ی راه از هم جدا شدیم...

من از ستارخان یه تاکسی گرفتم که بیام سمت آریاشهر...

قبل از من دو تا آقا از مسافرهای این تاکسی بودن ....

یه کم که گذشت یه آقای دیگه  سوار شد که یه موبایل دستش بود و به محض اینکه سوار ماشین شد موبایلش زنگ خورد و شروع کرد به صحبت کردن...

(متن مکالمه اش رو براتون می نویسم)

--سلام حاجی....قربونت برم....شما خوبید؟.....نه والا من خوب نیستم....دختر ۳ ساله ام  داشت  تو خونه بازی میکرد که یه دفعه چنگال رفت تو چشمش.....قرنیه چشمش پاره شده.....بردمش بیمارستان امیر المومنین....دکتر گفته اگه تا امشب عمل نشه بیناییش رو از دست میده....(گریه گریه گریه20.gif20.gif20.gif).....نه حاج احمد آقا .....من بیمارستان نیستم.....باید یه آمپول می گرفتم ...قیمتشم ۱۹۷۰۰۰ تومنه.....۳۷۰۰۰   تومن کم داشتم  بهم ندادن.......حالا دارم می رم کرج پول  بیارم این وقت شب23.gif....(بین مکالمه اش با حاج احمد آقا هم رو به راننده کرد و گفت آقا من و دربست ببر کرج و راننده هم قبول نکرد)

حاج احمد آقا من شارژ موبایلم داره تموم می شه.....بعدا باهاتون تماس می گیرم....خداحافظ....

بعد رو کرد به مسافر ها و پرسید: این وقت شب 39.gifمن با مترو برم زودتر میرسم یا از اتوبان برم...

(مدام عبارت این وقت شب رو به کار می برد )

خلاصه آقایی که کنار من نشسته بود و همینطور آقایی که جلو نشسته بود دست کردن  توی کیفشون و 37000 تومن شمردن که بهش بدن(واقعا مهربونی مردم ایران  تو هیچ جای دیگه دنیا لنگه نداره...همیشه و تو هر حالتی برای کمک کردن حاضرن49.gif...هر چند خیلی ها هم ممکنه که  از این مهربونی ها سوء استفاده کنن یا اونو رو حساب سادگی طرف بزارن45.gif)

در نهایت آقای کنار دست من پیش دستی کرد و پول رو بهش داد.....

این آقا هم باز زد زیر گریه و شماره موبایل این آقا رو گرفت و همون جا تو ترافیک سریع پیاده شد و رفت....

راننده به این آقا گفت که خیلی اشتباه کرده....

این کار گدا پروریه ....

آقای خیر خواه هم گفت من امکان نداره تو خیابون حتی به کسی الکی 100 تومن بدم....

اون کار رو گدا پروری می دونم....

ولی الان فقط 1 %  در نظر بگیرین که این آقا راست گفته باشه....اون وقت کوتاهی خودم رو چه جوری ببخشم...41.gif

دیگه سکوت برقرار شد....32.gif

پیاده شدم و رفتم خونه...تو راه خیلی فکر کردم....34.gif

تا رسیدم خونه تصمیم گرفتم ببینم داستان این آقا حقیقت داشته یا نه(منم که کنجکاو....05.gif)

این بود که زنگ زدم به همون بیمارستانی که این آقا اسم برده بود ولی اصلا تا دو روز قبل همچین موردی رو اونجا نبرده بودن.....23.gif

راستش دلم برای بیچارگی و خفت این آقای متکدی سوخت 12.gifو در عوض به بزرگی طبع  اون آقای خیر خواه غبطه خوردم....31.gif

به نظرم نیت آدما خیلی خیلی مهمتر از هر چیز دیگه است...

چه تو راه خیر....

چه تو راه شر ...

در پناه حق باشید...

/ 3 نظر / 2 بازدید
سيد رسول

سلام آزاده عزيز. داستان گداپروری قصه امروز و ديروز نيست... ات زمانی که حاکمان فاسد باشند فقر خواهد بود و در ادامه آن بی ايمانی... اگه خواستی اين رو هم توی وبلاگت بنويس... امروز توی در کاشان سوار تاکسی بودم... مردی جلوی تاکسی رو گرفت آقا کرايه تا ميدان امام رو حساب کنيد اين پيرزن رو تا اونجا برسونيد... گفتم ای والله باز هم به ايرانيها... الحق که هميشه در مهربانی اول بودند... آن مرد رفت تا پيرزن را بياورد... اما پيرزن نيامد... آن مرد آمد و به راننده گفت شرمنده آن پيرزن سوار نميشه.... راننده تاکسی هم گفت توی اين گرما کمتر ما رو اذيت کنيد... ماشين حرکت کرد و من به راننده گفتم اين آقا قصد خير داشت اما آ ن پيرزن پول می خواست اما بدين طريق که به باهنه کرايه راه از آن مرد پول بگيرد و وقتی ان مرد گفت من پول کرايه ات را می دهم اما به راننده تاکسی نه به خودت قبول نکرد.... واقعا جالبه...

*:آزاده:*

سلام عزيزم. تازه با وبلاگت آشنا شدم. خيلی گرم و صميميه. در مورد اين بحثتم چی بگم که واقعا درد آوره. متاسفانه از اين احساسی بودن ما ايرانيها خيلی داره سواستفاده می شه. همينه که وضعمون الان اينه.

نازی

با نظرت کاملا موافقم!! (نيت آدما ......) من آپ کردم .خوشحال ميشم بيای پيشم و نظرتو بگی..........