سلام

بعضی وقتها من تو جواب بعضی چیزا واقعا می مونم....

چون خیلی اهل تعارف و لفظ قلم صحبت کردن و اینجور مسایل نیستم....به خاطر همین اگه تعارفات یه نفر بیش از حد معمول بشه حتما قاطی می کنم و یه جواب بی سر و ته می دم...

یه علت دیگه اش هم می تونه این باشه که بعضی اصطلاحات رو برای بار اوله که می شنوم و اصلا نمی دونم در جواب طرف چی باید بگم....35.gif

بدبختی اینه که بعضی وقتها با طرف شدیدا رودرواسی دارم...30.gif

مثلا پارسال که داشتیم عاشورا نذری می دادیم پدر شوهر و مادر شوهر خواهرم اومدن خونمون...

پدر شوهر خواهرم که اتفاقا خیلی هم رسمی صحبت می کنه برگشت و گفت : بر یزید لعنت....

من هم برای اینکه یه چیزی گفته باشم گفتم خیلی ممنون...21.gif

از من بدتر هم خواهرم جواب داد و گفت همچنین شما.....24.gif

اون بنده خدا هم فهمید ما چقدر آماتوریم به روی خودش نیاورد و بحث و عوض کرد....09.gif

ولی ما تا چند وقت تا یادمون می اومد از خنده روده بر می شدیم.

دیشب هم همین آقای پدر شوهر خواهرم  دوباره زنگ زد تا ما رو برای نامزدی پسرش که پنجشنبه هستش به طور رسمی دعوت کنه....41.gif

از قضا ایشون در جواب خواهرم که پرسیده بود اوضاع چطوره؟؟؟فرموده بودن اوضاع من تو منه....13.gif32.gif23.gif

خواهرم هم چون تا حالا این اصطلاح رو نشنیده بود نمی دونست باید  چی بگه ....اگه بگه بلا نسبت که شاید طرف منظورش اصلا اونی نباشه که ما مد نظرمونه(مثلا شاید منظورش گل تو گل باشه..)...اون وقت خیلی بد می شد....04.gif

اگرم هیچی نگی که به معنی تایید حرف طرفه که باز بدتره.....

خلاصه خواهرم تو اون لحظه فقط به یه لبخند اکتفا می کنه و حرف رو عوض می کنه....25.gif

ولی بعدش بازم جواب دادن به این جور چیزا شد موضوع خنده من و خواهرم تا آخر شب...21.gif

آخه بابا  ...

راحت صحبت کردن چه عیبی داره که آنقدر سخت صحبت می کنیم؟

کاش یه کم از این تعارفات کم کنیم ....

در پناه حق ...

تا بعد....

/ 0 نظر / 6 بازدید